سيد عبد الحسين طيب
كلم الطيب 27
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )
جزئى از سلسله و يا چيزى خارج از سلسله : قسم اول كه خود سلسله باشد باطل است براى اينكه لازم آيد چيزى در خودش تأثير كند ( يعنى خودش به خودش هستى دهد ) و اين محال است زيرا مستلزم اين ستكه چيزى بر خودش مقدم باشد تا به خودش هستى دهد . قسم دوم كه جزئى از سلسله باشد نيز باطل است زيرا در اين صورت نيز تأثير چيزى در خودش لازم آيد براى اينكه جزء سلسله هم از سلسله است و همچنين مستلزم تأثير چيزى در علتش شود به جهت اينكه اين جزء معلول اجزاء ديگرى از اين سلسله است بنابراين لازم آيد كه چيزى بر خودش و بر علتش مقدم باشد و بطلان آن بديهى است . قسم سوم كه چيزى خارج از سلسله باشد از دو وجه اشكال دارد : اول اينكه اگر آن موجود خارج از سلسله علت تمام آحاد اين سلسله باشد لازم آيد كه دو علت مستقل بر معلول واحد وارد شود براى اينكه هر جزئى از اين سلسله بفرض معلول جزء ما فوق خود است و بنابراين فرض معلول آن موجود خارج هم خواهد بود و تأثير دو علت مستقل بر معلول واحد محال است براى اينكه لازم آيد درحالىكه معلول بهر دو علت احتياج دارد از هر دو بىنياز باشد و اين اجتماع نقيضين است . دوم آنكه خارج از سلسله ممكنات موجودى جز واجب الوجود فرض نميشود و اين علاوه بر اينكه مطلوب ما را ثابت مىكند سلسله را نيز متناهى مينمايد براى اينكه هرگاه سلسله بواجب الوجود منتهى شود غير متناهى نخواهد بود ، پس چون دور و تسلسل باطل شد ثابت مىشود كه بايد سلسله ممكنات منتهى شود بواجب الوجودى كه در هستى محتاج به ديگرى نبوده و هستى همه ممكنات از فيض وجود او باشد . تقرير دوم : نفس وجود يا واجب است يا ممكن : اگر واجب باشد مطلوب ما ثابت است ، و اگر ممكن باشد محتاج بمؤثرى